سلام بر تو ای جوانهٔ باغ ایمان!👋
من علی بن الحسین هستم؛
شاید بپرسی چرا در آن ظهرِ سرخ که همهٔ یارانِ پدرم شهید شدند، من ماندم؟
این حکمت بزرگِ خدا بود و خدا میخواست قدرتِ خودش را نه در «شمشیر»، که در «سخن» نشان دهد. من ماندم تا صدایِ حقیقت باشم و روایت کنم که آنچه در کربلا گذشت. 🌙
وقتی دشمن میخواست نامِ حسین (ع) را برای همیشه دفن کند، من در کاخ ستم، در زنجیر اسارت چنان از حق گفتم که دروغهایشان فرو ریخت. من با «بیماری» و «اسارت» جنگیدم و با «صبر»، نقشههای دشمن را نقش بر آب کردم.
میدانی؟ گاهی زندگی به تو سخت میگیرد و احساس ضعف میکنی، اما بدان تو برای مأموریت بزرگی ساخته شدی.
من در اسارت، «خلیفهٔ خدا» بودم؛ تو هم در همیشه، نمایندهٔ خوبیهای خدایی. 🌟
سرباز من!
سجادی بودن یعنی در اوجِ سختیها، «عقلانیت» داشته باشی و وقتی همه هیجانزده هستند، تو با فکر و تدبیر تصمیم بگیری. تو باید با «علم و دانش»، حقیقت را به گوش دنیا برسانی.📚
یادت باشد:
قهرمان کسی نیست که همیشه پیروز است؛ قهرمان کسی است که در سختترین لحظات، «هدف» و «خدا» را فراموش نمیکند.💪
مأموریتِ امروزِ سرباز کوچک:
امروز «راویِ حقیقت» باش. اگر در مدرسه یا بین دوستانت حرفِ اشتباهی زدند یا دروغی گفتند، تو با ادب و استدلال، حقیقت را بگو. 📖
