نوشته شده در 30 شهریور 1405، ساعت 02:23

نامه‌ای از حضرت ابوالفضل (ع) به یک سرباز کوچک

نامه‌ای از حضرت ابوالفضل (ع) به یک سرباز کوچک

سلام برادرِ قوی و وفادارم! 👋🛡️

من عباس هستم؛ علمدارِ برادرم حسین (ع)🚩

وقتی به کربلا آمدیم، همه چشمشان به من بود که پرچم را بالا نگه دارم. چرا؟ چون وقتی کسی به تو تکیه می‌کند، نباید دستش را خالی رها کنی. 🤝

آن روز هوا در کربلا خیلی گرم بود و دشمن دورتادور خیمه‌ها را بسته بود تا آب به کسی نرسد. صدای گریه‌ی بچه‌ها را می‌شنیدم و قلبم از غصه فشرده می‌شد. من به سمت رود فرات رفتم، نه برای اینکه خودم بنوشم، بلکه چون قول داده بودم آب را به خیمه‌ها برسانم. مشک را بر دوش گرفتم و میان هزاران دشمن که می‌خواستند مانع شوند، راه باز کردم. لب‌هایم از شدت عطش خشک شده بود، اما «قول» من از «تشنگی‌ام» خیلی بزرگ‌تر بود. وقتی به آب رسیدم، دستم را داخل آب بردم اما حتی یک قطره هم ننوشیدم، چون یاد بچه‌ها و حسین (ع) بودم. 🌊💧

سرباز کوچکِ من! 🌟

تو هم در زندگی، وقتی دوستی داری که به تو تکیه کرده، یا وقتی وظیفه‌ای در خانه داری، باید مثل یک کوه محکم باشی. ابوالفضل (ع) بودن یعنی این‌که نگذاری کسی که به تو اعتماد کرده، ناامید شود. 🏔️✨

یادت باشد:

قدرتِ واقعی در بازو نیست، در «وفاداری» به قول هاست. 💎

مأموریت امروز سرباز کوچک:

امروز یک کارِ مردانه انجام بده؛ اگر قولی دادی که کاری را انجام دهی، حتی اگر سخت بود، آن را تا آخر و به بهترین شکل انجام بده. 🤝

نامه‌ای از حضرت ابوالفضل (ع) به یک سرباز کوچک

ویراستار مدرسه
30 شهریور 1405، ساعت 02:23۲۰ دقیقه مطالعه
نامه‌ای از حضرت ابوالفضل (ع) به یک سرباز کوچک

سلام برادرِ قوی و وفادارم! 👋🛡️

من عباس هستم؛ علمدارِ برادرم حسین (ع)🚩

وقتی به کربلا آمدیم، همه چشمشان به من بود که پرچم را بالا نگه دارم. چرا؟ چون وقتی کسی به تو تکیه می‌کند، نباید دستش را خالی رها کنی. 🤝

آن روز هوا در کربلا خیلی گرم بود و دشمن دورتادور خیمه‌ها را بسته بود تا آب به کسی نرسد. صدای گریه‌ی بچه‌ها را می‌شنیدم و قلبم از غصه فشرده می‌شد. من به سمت رود فرات رفتم، نه برای اینکه خودم بنوشم، بلکه چون قول داده بودم آب را به خیمه‌ها برسانم. مشک را بر دوش گرفتم و میان هزاران دشمن که می‌خواستند مانع شوند، راه باز کردم. لب‌هایم از شدت عطش خشک شده بود، اما «قول» من از «تشنگی‌ام» خیلی بزرگ‌تر بود. وقتی به آب رسیدم، دستم را داخل آب بردم اما حتی یک قطره هم ننوشیدم، چون یاد بچه‌ها و حسین (ع) بودم. 🌊💧

سرباز کوچکِ من! 🌟

تو هم در زندگی، وقتی دوستی داری که به تو تکیه کرده، یا وقتی وظیفه‌ای در خانه داری، باید مثل یک کوه محکم باشی. ابوالفضل (ع) بودن یعنی این‌که نگذاری کسی که به تو اعتماد کرده، ناامید شود. 🏔️✨

یادت باشد:

قدرتِ واقعی در بازو نیست، در «وفاداری» به قول هاست. 💎

مأموریت امروز سرباز کوچک:

امروز یک کارِ مردانه انجام بده؛ اگر قولی دادی که کاری را انجام دهی، حتی اگر سخت بود، آن را تا آخر و به بهترین شکل انجام بده. 🤝

موسسه فرهنگی آموزشی معراج اندیشه

موسسه فرهنگی آموزشی معراج اندیشه

ما اینجا در کنار معلمان و مدیران مدارس و مراکز آموزشی تلاش می‌کنیم تا دنیایی متفاوت را بر بستر نوآوری و خلاقیت برای فرزندان آینده‌ی این مرز و بوم ایجاد کنیم. اعتماد شما برای ما بسیار ارزشمند است. ما برای حفظ و ارتقای این اعتماد و برای رسیدن به معیارهای شما، تمام علم و توان خود را به‌کار می‌بندیم.

تماس با ما

توسعه داده شده توسط جوانان خلاق و پویایشرکت دانش‌بنیان زیرساخت فناوری خلاق فرتاک آموزش
کلیه حقوق مادی و معنوی برایکلاسهمحفوظ هست